حبيب الله الهاشمي الخوئي

225

منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة

هر انساني در دوران زندگانى خود شيوه فرمانبرى بدست آرد ، وبراى پس از مردنش ذكر خيرى بجا گذارد ، دانش حكمفرما است ولى مال فرمانگذار است . اى كميل ، گنجداران أموال وثروت نابود شدند ودانشمندان زنده اند دانشمندان تا روزگار بر جاست پايدارند اشخاصشان ناپديدند ولى نمونه هاى عالي آنان در دلها موجودند ، بخود باش راستى كه در اينجا « با دستش به سينه مباركش أشارت كرد » دانش انبوه وژرفي است كاش حاملانى براي آن بدست مىآوردم ، آرى شاگرداني در دست دارم ولى : يكي زودآموز طوطى صنعتى است كه مورد اطمينان نيست ، دين را أبزار دنيا مىسازد وبنعمت قدرت دانش بر بندگان خدا مىستازد ، واز آن شمشيرى بر عليه أولياء خدا مىسازد . وديگرى كه منقاد ومطيع پيشوايان بر حق است ولى بجوانب دانش بينا نيست وقدرت تحليل وتجزيه آن را ندارد آغاز يك شبهه أو را مىلرزاند وبشك مىاندازد واز راه مىبرد ، نه اين بدرد من مىخورد ونه آن سومي آزمند وحريص بر لذّتهاى دنيا است ، ومهارش بدست شهوت ودلخواه بيجا است . وچهارمى پول پرست وشيفته اندوختن زر وسيم ودنبال پسانداز است ، اين دو هم بهيچ وجه دين نگهدار نيستند مانندترين چيزى بدانها همان چهارپايان چرنده اند ، چنين است كه دانش با مرگ دانشمند مدفون مىشود . بار خدايا آرى با اين حال زمين از كسى كه قيم حجت إلهي است تهى نماند كه مقتضيات زمان ظاهر ومشهور باشد ويا اين كه از نظر سوء پذيرش مردم ترسناك ودر پس پرده نهان گردد ، براي اين كه حجتها وبيّنات خدا از ميان نروند ، اينان چندند ودر كجايند بخدا سوگند كه شمارى بس اندك ومقامي بس بزرگ دارند بوسيلة آنان خداوند حجتها ونشانه هاى خود را نگه دارد تا آنها را بهمگنان خود بسپارند وبذر دانش حق را در دلهاى همگنان خود بكارند - وصف آنان چنين است - 1 - أمواج دانش آنها را تا ژرف بينش ودرك حقايق آفرينش بكشاند .